فرمانِ هفتم.

دسته : (Uncategorized) توسط s در 29-10-2005

فرمانِ هفتم.

 

در آیه‌ی ٣٢ی سوره‌ی الاسراء (بنی اسرائیل) آمده است که 

 

و لا تقربوا الزنى انه كان فحشة و ساء سبيلا

 

که معنایش روشن است. متأسفانه دستِ من (هنوز) از متنِ عبری کوتاه است؛ در ترجمه‌های انگلیسیِ کتابِ مقدس—با تفاوت‌هایی در گزینشِ واژه‌های غیرکلیدی—در سِفرِ خروج بابِ ٢٠سطرِ ١٤ آمده است که

 

You shall not commit adultery.

 

آن‌قدر که من دیده‌ام، این را در فارسی ترجمه می‌کنند به چیزی شبیه به زنا مکن. سؤالِ: آیا این فرمانِ مشهورْ همان نهیِ قرآنی است؟ با اعتماد به ترجمه‌های انگلیسی، سؤال‌ام معادل با این است: آیا  معنای زنا‌ و adultery یکی است؟ این یادداشتِ کوتاه بحثی در لغت‌شناسی نیست؛ برای جلبِ توجه به تفاوتِ احتمالیِ الزامِ حداقلی به دو متنی است که از آنها نقل کردم.

      در تلقیِ متعارف، هر دوی این واژه‌ها ناظر به ارتباطِ  کاملِ جنسی بینِ زن و مردی است که همسرِ شرعیِ هم نباشند. اما چیزی که گاه به آن توجه نمی‌کنیم این است که برای اینکه کاری مصداقِ زنا باشد برقراریِ همین شرایط کافی است (مثلاً  لغت‌نامهی دهخدا را ببینید)، در حالی که برای adultery این هم لازم است که دست‌کم یکی از طرفین همسرِ کسِ دیگری باشد (مثلاً به OED نگاه کنید). یعنی که دایره‌ی زنا گسترده‌تر از adultery است و حکمِ قرآن محدودکننده‌تر از حکمِ عهدِ عتیق است.

      معادلِ زنا (به مفهومِ رایج در فرهنگِ اسلامی) واژه‌ی fornication است. معادلِ adultery در فرهنگِ اسلامی زنای محصنه (یا  زنای محصن) است.

 

حاشیه.

 

بعد از نوشتنِ اینها به حدودِ ده ترجمه‌ی انگلیسیِ قرآن نگاه کردم [مشخصاتِ ترجمه‌ها را در اینجا نمی‌آورم]. در ترجمه‌ی آن آیه، تقریباً نیمی از مترجمانْ fornication  را در مقابلِ زنا به‌کار برده‌اند، نیمی adultery را.  

 

روسپی‌گری، I.

دسته : (Uncategorized) توسط s در 20-10-2005

روسپی‌گری، I.

 

بی حتی یک استثنا، هرگز روسپی‌ای نگذاشته است لب‌هایش را ببوسم‌. گاهی، نه عمدتاً از روی میل به بوسه که بیشتر برای دیدنِ واکنش، مبلغِ نسبتاً زیادی برای بوسه پیشنهاد کرده‌ام، و هر بار رد کرده‌اند—و دقایقی قبل یا بعدش با آنها خوابیده بوده‌ام. چند بار (و این را فقط در موردِ روسپیانِ خیابانی امتحان کرده‌ام) اصلاً به توافق نرسیدیم که پولی بگیرند و با من باشند چون مصرّ بودند که بوسه‌ای در کار نخواهد بود.

      یک بار چند دقیقه‌ای با یکی‌شان در این مورد حرف زدم، و چیزی گفت که شاید به فکرِ هر خواننده‌ای که زمانی دخترِ نوجوانی بوده است رسیده باشد: گفت این—یعنی بوسه—چیزی است که برای خودش نگه می‌دارد (اگرچه اضافه کرد که الآن دوست‌پسری ندارد).

 

حاشیه.

 

١. تجربه‌های شخصیِ راوی—که دارد (تقریباً) با انشای من حرف می‌زند—البته درباره‌ی روسپیانی است که در مقامِ مشتری خواسته‌ است ببوسد‌شان. همگی هم مؤنث بوده‌اند.

٢. ترِیسی کوان که گویا با مقوله‌ی روسپی‌گری بسیار آشنا است تبیینِ زمینی‌تری برای نبوسیدن به دست داده است: ترس از سرماخوردگی

(http://archive.salon.com/sex/feature/2000/07/24/tracy_essay/print.html).

٣. درباره‌ی اصطلاحاتِ روسپی و روسپی‌گری باید حرف بزنم، اما نمی‌خواهم حاشیه بزرگ‌تر از متن بشود.