ر‌و‌سـپی‌گری و اخـلاق: مسأله‌ی مشتری.

دسته : (Uncategorized) توسط s در 15-10-2006

 

 

هدفِ این نوشته نقدِ مقدماتیِ این استدلال است، که زیاد می‌شنویم:

 

  (س)   ر‌و‌سـپی‌ای که با تو می‌خـوابد، با تو نمی‌خـوابید اگر قرار نبود پولی از تو بگیرد (یا اگر پولی از تو نگرفته بود). ر‌و‌سـپی تن‌ات را نمی‌خواهد و برای لـذت (جسمی یا روحی) نیست که با تو می‌خوابد. صِرفِ دانستنِ همین باید کافی باشد برای اینکه نخواهی‌اش؛ اگر کافی نیست، به این هم توجه کن که فشارِ زندگی است که باعث می‌شود ر‌و‌سـپی تن‌اش را عرضه کند، و حتماً ناراضی است از وضع‌اش. تویی که با او می‌خـوابی داری استفاده می‌کنی از بدبختیِ او. این ملاحظات نشان می‌دهد که مراجعه به ر‌و‌سـپیانْ خلافِ اخلاق است.

 

قبل از ورود به بحث خوب است که اینها را صریحاً بگویم.

      اول اینکه بحث‌ام خارج از دین است—مسلـّماً نهیِ دین‌ از انواعی از کارهای جـنسـی کافی‌ است برای اینکه دین‌دار عملاً سراغِ هیچ ر‌و‌سـپی‌ای نرود و حتی بپذیرد که رابطه‌ی جـنسـی با ر‌و‌سـپیانْ اخلاقاً بد است؛ موضوعِ بحثِ من در اینجا این است که آیا  استدلالِ (س) متقاعدکننده هست یا نه.

      دیگر اینکه “ر‌و‌سـپی‌گری”، آن‌طور که من اصطلاح می‌کنم، نامِ یک شغل است: “ر‌و‌سـپی” دشنام نیست (یا دست‌کم دشنامِ مستقیمی نیست: نهایتاً مثلِ این است که کسی که سـانسور را غیراخلاقی می‌داند بگوید که فلانی مأمورِ دولتیِ ممیّزیِ کتاب است). ر‌و‌سـپی کسی است که مستقیماً بابتِ س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س پول می‌گیرد. مؤنث بودن برای این شغل لازم نیست، مشتری هم لزوماً مذکر نیست.

      دیگر اینکه لازمه‌ی اینکه چیزی را شغلِ کسی بدانیم این است که بر آن باشیم که حداقـلی از انتخاب برای آن کس مطرح بوده است. این حداقـلْ چندان زیاد نیست و کافی است کار را از بردگیْ ممتاز کند (شاید صِرفِ مزد گرفتنْ کافی باشد): حتی اگر تنها کاری که برای پول درآوردن می‌توانم بکنم این باشد که دست‌شوییِ پارک را تمیز کنم، و از این کار هم متنفر باشم، باز این می‌تواند شغلِ من باشد. ر‌و‌سـپی‌گری با بردگیِ جـنسـی فرق دارد، و در بحثِ تحلیلی علاقه‌ای به صحبتِ استعاری از “بردگی” ندارم.

 

برایم روشن نیست که چرا طرفدارِ (بخشِ اولِ) استدلال معتقد است که برای بی‌اشکال بودنِ س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س میلِ طرف‌ها لازم است، یا چرا لازم است که همه‌ی طرف‌ها احتمال بدهند که از س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س لـذ‌ت ببرند—به نظرِ من رضایتِ طرف‌های رابطه کافی است. احتمالاً نوعاً معلم‌های خصوصیِ مثلاً ریاضیاتِ دبیرستانی از این لـذ‌ت‌ چندانی نمی‌برند که به نوجوانی در خانه‌اش قانونِ سینوس‌ها را یاد بدهند، و احتمالاً یاد نمی‌دادند اگر قرار نبود بابت‌اش پولی بگیرند؛ آیا این امر کارِ دانش‌آموز یا والدین‌اش را غیراخلاقی می‌کند؟ معلمِ خصوصی چه بسا که اگر شغلِ بهتری برایش مهیّا بود درسِ خصوصی نمی‌‌داد، هم‌چنان که شاغلانِ خیلی از شغل‌های دیگر هم؛ و احتمالاً خیلی‌ها اصلاً کار نمی‌کردند اگر که درآمد یا  به هر حال پولِ کافی می‌‌داشتند. آیا، پس، مراجعه‌ی در قالبِ معامله به تقریباً هر صاحبِ شغلی غیراخلاقی است؟

      بله، درست است: طرفدارِ (س) می‌تواند بگوید که لـذ‌ت بخشِ اساسی‌ای از س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س است، اما قرار نیست بخشِ اساسی‌ای از آموزشِ قانونِ سینوس‌ها باشد. بیایید فعلاً این را بپذیریم؛ اما ربطِ این حکم به موضوعِ بحث را نمی‌فهمم: یادگرفتن هم بخشِ اساسی‌ای از آموزش است، و احتمالاً معلمِ خصوصی‌ چیزِ زیادی از ماجرا یاد نمی‌گیرد؛ این آیا استفاده از خدمت‌اش را غیراخلاقی می‌کند؟

      آیا مشکل در این است که ر‌و‌سـپی با جسمِ ما سروکار دارد و شاید که این برایش به طرزِ ویژه‌ای ناخوشایند باشد؟ کسی که موی از ساق‌مان می‌زُداید یا دندانِ خراب‌شده‌مان را در دهانِ بدبویمان ترمیم می‌کند هم احتمالاً بخش‌های مربوطِ جسم‌مان را دوست ندارد. یا مشکل آیا در این است که ر‌و‌سـپی از تن‌اش استفاده می‌کند؟ این تمایزِ ذهن-بدن را خوش نمی‌دارم؛ اما، به هر حال، اولاً آیا باربر یا معلمِ تنیس در شغل‌اش از بدن‌‌اش استفاده نمی‌کند؟ و، ثانیاً، چرا گمان می‌کنیم که “فروختن”-ِ بدن سخت‌تر از “فروختن”-ِ ذهن است؟ می‌گویید حس کردنِ تنِ نامطلوبِ بیگانه‌ی نامحبوب بر تن‌تان ناخوشایند است؟ تا حالا به نوجوانِ‌ کم‌هوشِ خانواده‌ی ثروتمندی درس نداده‌اید؟ نوشته‌ی رئیسِ کم‌سوادتان را ویرایش نکرده‌اید؟ چرا فرض می‌کنیم باید از شغل لـذ‌ت بُرد؟

      تصورِ من این است که توسل به هر جنبه‌ای از س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س مدافعِ (س) را ملتزم به غیراخلاقی‌بودنِ بسیاری از کارهای شهوداً بلااشکالِ دیگر خواهد کرد، و این معقول نیست مگر اینکه مدافعِ (س) حاضر باشد که اصولاً هر معامله‌ای را غیراخلاقی اعلام کند. مدعیِ غیراخلاقی‌بودنِ مراجعه به ر‌و‌سـپیان می‌تواند بگوید که س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س مقوله‌ی پیچیده‌ی مجزایی است که چندان تن به تحلیل نمی‌دهد. شاید درست بگوید، اما این حرفْ دیگر امکانِ استدلال را از بین می‌برَد. هر کس البته مختار است بگوید که شهود می‌کند که فلان کار بد است؛ اما وقتی در حرف‌اش “چون” و “بنابراین” می‌آورَد باید بتواند موضوع را تحلیل کند. نه؟     

      در موردِ قسمتِ دومِ (س) فقط دو نکته می‌گویم—حرف‌های قبلی‌ام به گمان‌ام در موردِ قسمتِ دوم هم صادق باشد. اول اینکه، بر خلافِ تکدی، ر‌و‌سـپی‌گری شغل است. در مواردی (مثلاً وقتی که وضعِ اقتصادی جوری است که علی‌الاصول می‌شود شغلی پیدا کرد) پول دادن به متکدی ترویجِ تن‌پروری است: گدا خدمتی عرضه نمی‌کند (مگر اینکه مثلاً دعا کردن‌اش را خدمتی تلقی کنیم) و پول طلب می‌کند؛ ر‌و‌سـپی به نیازِ جدی‌ای جواب می‌دهد. ر‌و‌سـپی، هر “بدبختی”ای که باعث شده باشد ر‌و‌سـپی‌گری کند، به هر حال دارد کار می‌کند؛ مراجعه نکردنِ ما درآمدش را کم می‌کند، و نمی‌دانم که این دل‌سوزیِ ما چه فایده‌ای می‌تواند برایش داشته باشد. دیگر اینکه گویا گاه فراموش می‌کنیم که ر‌و‌سـپی‌گری—مخصوصاً وقتی غیرقانونی باشد و مشمولِ مالیات نشود—کارِ بسیار پردرآمدی است. اگر مراجعه به آدمی که از روی استیصال به شغلی روی آورده است غیراخلاقی باشد، معقول است که اول به شاغلانِ کارهای با درآمدهای کمتر نگاه کنیم—مقایسه کنید: [در تابستانِ هشتادوپنج در تهران،] (الف) آقای الف، بعد از هفت ساعت کارِ روزانه، در خیابان می‌چرخد و مسافر جا‌به‌جا می‌کند؛ دوهزار تومان می‌دهم‌ تا نیم‌ساعت رانندگی کند و به خانه‌ام برسانـَدم. (ب) خانمِ ب پنجاه‌هزارتومان از من می‌گیرد برای نیم‌ساعت هم‌آغوشی، و در شلوغ‌ترین روزهای کاری‌اش بیش از پنج-شش ساعت کار نمی‌کند.

 

در کنارِ همه‌ی اینها، به نظرم می‌آید که یک پیش‌فرضِ (س) این است که کارِ ر‌و‌سـپیان به طرزِ شدیدی برایشان ناخوشایند است. آیا واقعاً چنین است؟ مدافعِ (س) آیا فقط به خودش و احتمالاً نزدیکان‌اش نگاه می‌کند و حکمِ کلـّی می‌دهد؟ چند ر‌و‌سـپی را از نزدیک دیده‌ است؟ آيا میداند میانگینِ درآمدشان چقدر است؟ با چند نفرشان صحبت کرده است؟ با چند ر‌و‌سـپی آن‌قدر نزدیک بوده که از احساس‌شان در وقتِ کار خبردار شده باشد؟ 

 

حاشیه.

 

١. توجه کنید که صرفِ اینکه چیزی را شغل بدانم متضمنِ این نیست که مشروع هم بدانم‌اش: فرض کنید درآمدِ لوکا از این راه باشد که هر کس را که ویتو دستور می‌دهد بکشد و برای این کار مزد بگیرد؛ این از نظرِ من شغلِ لوکا است، گرچه، از نظرِ من، کاری که لوکا می‌کند غیراخلاقی است.

٢. در مثالِ آموزش، طرفدارِ هوشمندِ (س) خواهد گفت که  لـذ‌ت جـنسـی همه‌ی طرف‌ها بخشِ اساسی‌ای از س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س است، در حالی که چیزی‌یادگرفتنِ همه‌ی طرف‌ها بخشِ اساسی‌ای از آموزش نیست. نمی‌دانم چرا باید این ادعا در موردِ س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س را بپذیرم؛ اما بیایید فرض کنیم که لـذ‌ت‌بردنِ همه‌ی طرف‌ها ذاتیِ س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س باشد. با این فرض، کارِ جـنسـی‌ای که با ر‌و‌سـپی می‌کنیم نوعاً س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س نیست و چیزِ دیگری است؛ این آیا آن چیزِ دیگر را غیراخلاقی می‌کند؟ کاری را در نظر بگیرید که (فقط در این بحث) “*س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س” می‌خوانم‌اش: *س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س همان س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س است، با این تفاوت که لازم نیست همه‌ی طرف‌های داخل در آن از آن لـذ‌ت ببرند (و لازم نیست که همه‌ی طرف‌ها برای شروع‌اش میلِ جـنسـی داشته باشند). حالا اگر کسی شغل‌اش این باشد که در مقابلِ *س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س پول بگیرد آیا خوابیدن با او غیراخلاقی است؟ مشخصاً: شباهتِ *س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س با س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س آیا کارِ مراجعه‌کننده را غیراخلاقی می‌کند؟ متناظر با *س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س و در جهتِ عکس، به چیزی فکر کنید که به آن “آموزش*” می‌گویم که شبیهِ آموزش است، غیر از اینکه یک بخشِ اساسی‌اش این است که همه‌ی طرف‌ها چیزی یاد می‌گیرند. همان‌قدر که احتمالاً معا‌شـقه به س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س نزدیک‌تر است تا به *س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍س، گفت‌وگو و تضاربِ آراء هم احتمالاً به آموزش* نزدیک‌تر است تا به آموزش. گفت‌وگو چیزِ زیبایی است؛ اما آیا این باعث می‌شود که کارمان غیراخلاقی باشد اگر به کسی برای آموزشی که از جنسِ آموزش* نیست پول بدهیم؟

 

 

ر‌و‌سـپی‌گری، IV.

دسته : (Uncategorized) توسط s در 09-10-2006

 

آن مقدار که من شخصاً دیده‌ام، قیمتِ ر‌و‌سـپیانی که در خانه (ی خودشان یا دیگری) کار می‌کنند کمتر از ر‌و‌سـپیانِ خیابانی است—قیمتِ ر‌و‌سـپیانِ گروهِ اخیر هم کمتر از ر‌و‌سـپیانِ تلفنی است. (از دو گروهِ اول مجموعاً با حدودِ بیست نفر یا بوده‌ام یا بیش از دو-سه دقیقه صحبت کرده‌ام؛ از گروهِ سوم کسی را شخصاً نمی‌شناسم.) این آگهیِ یکی از محبوب‌ترین‌های من است (اصلاً بدونِ عکس؛ نقل با حفظِ شیوه‌ی نگارش و با حذفِ شماره‌ی تلفن):

 

A CURVY LATINA 28 Yr Old

Lickable & Kissable. Very

Open Minded. 9am-9pm

No Rush.

 

(چهار-پنج صفحه‌ی آخرِ این هفته‌نامه‌ی مجانیِ این شهرِ بزرگِ امریکای شمالی مخصوصِ این نوع آگهی‌ها است. تقریباً نیمی از آگهی‌ها قیمت را هم می‌نویسند، و بسیاری‌شان با عکسی همراه‌اند که صورتِ صاحبِ عکس را نمی‌شود دید.)

      جوان‌تر از بیست‌وهشت‌ساله می‌نمود، و حتماً باور می‌کردم اگر مثلاً ادعا می‌کرد که بیست‌ودوساله است. چهره‌اش به تصورِ من از قیافه‌ی ز‌‌نانِ امریکای جنوبی نزدیک بود، و موهایش روشن بود. انگلیسی‌اش کاملاً خوب بود، که این، مخصوصاً در بینِ افرادِ این گروه که بسیاری‌شان از شرقِ دورند و خوب انگلیسی صحبت نمی‌کنند، موهبتی است. بسیار آرام بود، اما، بر خلافِ تقریباً هر باری که دوستِ خیابانی‌ام را در حالِ کار دیده‌ام، با نگاه به چشمان‌اش به نظرم نیامد که “مخدر”ای مصرف کرده باشد.

      در اینکه عجله‌ نمی‌کند راست می‌گفت—شتاب کردن، آن هم وقتی که طرف را همین چند دقیقه‌ی پیش برای اولین بار دیده باشم، میل‌ام را از بین می‌برَد. هر بخشِ مربوط یا حتی احتمالاً-ربط-پیدا-کننده‌ای از تن‌ام را ضدعفونی کرد. هشتاد دلار. پرسیدم که می‌شود بو‌سیدش یا نه، که گفت لبان و دهان‌اش را نه. اول س‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ک‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍سِ دهانی، و البته با کا‌ندو‌م. احتیاط کردم و برای گفتنِ چیزی که در آن لحظه زیاد می‌خواستم به‌جای cunnilingus—که دیده‌ام که بعضی انگلیسی‌زبانان هم نمی‌شناسند—فعلی که مشتقی‌‌اش را در آگهی دیده بودم به‌کار بردم، و تعجب کردم که قبول کرد. اواسطِ کارم پرسیدم که کارِ دیگری می‌خواهد بکنم یا نه، که گفت که همین خوب است و ادامه بدهم. یا واقعاً لـذ‌ت می‌بُرد یا ماهرانه تظاهر می‌کرد. ده دقیقه‌ی بعد به‌جدّ گفتم که صد دلارِ دیگر می‌دهم که بگذارد لبان‌اش را ببو‌سم، و قبول نکرد. کمی بعد کارِ متعارف، و لذیذ بود…

      چندین ماه بعد، دیدنِ دوباره‌ی آگهی‌اش خوشحال‌ام کرد—کارِ بعضی ر‌و‌سـپیانْ موقت و مثلاً منحصر به دورانِ دانشجویی‌شان است. تلفن کردم و سراغ‌اش را گرفتم. خانمی که گوشی را برداشت گفت که که بـِتی شنبه‌ها و یک‌شنبه‌ها کار نمی‌کند و می‌توانم دوشنبه بروم.