تعددِ روابط، IV.

دسته : (Uncategorized) توسط s در 15-05-2007

 

تجربه‌هایم—هم در موردِ رابطه‌های خودم و هم در موردِ رابطه‌هایی که یکی از طرف‌هایش را از نزدیک می‌شناخته‌ام—این ادعا را تأیید می‌کند: هیچ شخصِ واحدی نمی‌تواند به همه‌ی نیازهای کسی جواب بدهد. این را در موردِ خیلی از نیازها به رسمیّت می‌شناسیم و در موردشان توسل به منابعِ خارج از رابطه‌ی جنسـی و/یا عاطفی را "خیانت" محسوب نمی‌کنیم. همسرِ من شاید ذوقِ خریدِ کفش نداشته باشد یا فرقِ چلسی و منچستریونایتد را نداند؛ دوست‌پسـرم شاید فرقِ مؤتلفه و مشارکت را نداند، دوست‌دخـترم شاید نداند که کوبریک هرگز اسکارِ کارگردانی نگرفت؛ معشـوق‌ام شاید نداند آی‌پاد چیست یا نتواند خاقانی بخواند—حسود اگر نباشیم، یا به او اگر "اعتماد داشته باشیم"، در موردِ این‌جور چیزها می‌پذیریم که همسر یا معشـوق یا دوست‌دخـتر یا دوست‌پسـرمان [مختصراً: همدم‌مان] سراغِ هر کسی برود. 

     چه می‌کنیم اگر همدم‌مان  چیزِ جنسی‌ای بخواهد که نتوانیم بدهیم‌اش؟ او چه باید بکند؟ تقوا پیشه کند؟ تأثیرِ مهارِ این میل‌ها (یا سعی در مهارشان) بر رابطه چیست؟

      همسرش از تصورِ دادنِ (یا گرفتنِ) سـکـسِ دهانی حال‌اش بد می‌شود، و او به‌شدت می‌خواهد (که دست‌کم یک بار امتحان کند)؛ دوست‌پسـرش معمولاً زود "می‌آید"، و او هنوز می‌خواهد؛ دوست‌دختـرش تقریباً هرگز با آمـیزش به ارگاسـم نمی‌رسد؛ آن دیگری دوست دارد گاهی وقتِ آمیزش از خیال‌پردازی‌هایش بگوید و همدم‌اش این را حال‌به‌هم‌زن می‌یابد؛ آن دیگری در هفت سالِ زندگیِ مشترک‌شان در این آرزو مانده که همدم‌اش یک بار وقتِ آمیزشْ  ک-کلمه‌ای بگوید؛ زن و شوهرْ هر دو سه‌تایی می‌خواهند و هیچ کدام میلی به هم‌جنـس ندارند—سیاهه طولانی است. 

      شاید بعضی از این ناهماهنگی‌ها را بشود برطرف کرد (و البته که عجیب است که مثلاً میلِ مشترکِ سی‌وپنج درصد از مردم را "انحـراف" یا "بیماری" بینگاریم)؛ اما چیزهای دیگری هم هست. گاهی کسی می‌خواهم که موهایش بلندتر باشد یا قدش کوتاه‌تر باشد یا شکم‌اش بزرگ‌تر یا سـینه‌هایش کوچک‌تر باشد. یا، حالا که پانزده سال از ازدواج‌مان گذشته، من چهل‌ساله‌ام و هم‌چنان خواهان، شوهرم شصت‌ساله و دیگر نه همیشه خواهان. یا همدمِ من بلد نیست با منِ هشت‌ماهه‌باردار درآمیزد. یا همدمِ من در هر دو سال سه ماه افسرده است، و از این قبیل. 

      فارغ از ملاحظاتِ دینی، چرا رابطه‌ی جنسـی با غیرِ همدم نباید مجاز باشد؟ کسانی را می‌شناسم که حتی اسـتمنا را هم "خیانت" می‌شمارند… 

      پژوهش‌های مشهوری هست که نشان می‌دهد در خیلی از زمینه‌ها مردم نوعاً خودشان را بهتر از متوسط می‌دانند—خنده‌دار است و واقعی است. حتی اگر بهتر از حدِ متوسط باشیم، حتی اگر عالی و بی‌نقص باشیم، قرار نیست بتوانیم به همه‌ی نیازهای جنسـیِ همدم‌مان جواب بدهیم. اگر رضایتِ جنسـیْ شرطِ لازمِ ثباتِ رابطه‌ی جنسـی-عاطفی است، شاید لازم باشد به همدم‌مان اجازه بدهیم گاهی سری به بیرون از رابطه بزند.  

حاشیه.

۱. گویا هم‌چنان تکرارِ این لازم است: اگر حرفِ اصلی‌تان این است که وقتی درگیرِ رابطه‌ی جنسـی و/یا عاطفی‌ای هستید اصلاً کسِ دیگری را نمی‌خواهید، در این صورت واردِ بحث نشده‌اید—سؤالْ این است که اگر خواستیم یا خواست چه باید کرد.

۲. باز: بحثْ غیردینی است. (شاید کلِّ این بحث‌ها را بشود بخشی از استدلالِ طولانی‌ای برضدِ این حرفِ به نظرِ من غلط و غیردیندارانه تلقی کرد که حکمِ شرع و عقـل همیشه یکی است.)