ازدواج، III.

دسته : (Uncategorized) توسط s در 31-01-2010

یکی از دوستان‌‌ام اخیراً ازدواج کرده است. نمی‌دانم در تصمیم‌اش تغییری ایجاد می‌شد یا نه اگر نظرِ چند دوستِ مزدوج‌‌اش را می‌پرسید.

در این سؤال‌ها منظورم از همسردقیقاً مفهومِ شرعی/قانونی‌اش نیست؛ همسرِ من، آن طور که در این بحث‌ها اصطلاح می‌کنم، هر کسی است که با او هم‌خانه هستم و رابطه‌مان دست‌کم تقریباً رسمی است. مشابهاً در موردِ مفهومِ مرتبطِ ازدواج.

اگر در زمانِ ازدواج احساس‌تان نسبت به همسرتان همین بود که الآن هست، آیا با او ازدواج می‌کردید؟

اگر می‌شد بدون هیچ هزینه‌ای (مالی، عاطفی، موقعیتِ اجتماعی) این زندگیِ مشترک را تمام کنید آیا تمام‌اش می‌کردید؟

اگر تصویری که از ازدواج و نتایج‌اش دارید همین بود که الآن هست، آیا اصلاً—با همسرِ فعلی‌تان یا با هیچ کسِ دیگری—ازدواج می‌کردید؟ (منظورم از نتایجِ ازدواج چیزهایی از این دست است: میزانِ خلوتی که برایتان باقی مانده است، وقتی که باید صرفِ چیزهایی کنید که برایتان مطلوب نیست، برنامه‌هایی که باید برای حفظِ زندگیِ مشترک‌تان نادیده بگیرید، آرامشی که برایتان ایجاد شده است، رفاهی که حاصل شده.)

دیدگاه ها: